به یاد شهدای رهپویان وصال -
شهدا شمع محفل بشریتند
بعد از شما، با ما پَرِ پرپر شدن نیست
در حال ما، دیگر تبِ دیگر شدن نیست.
شیرینترین آتش اگر هم گُر بگیرد
ققنوسها را شورِ خاکستر شدن نیست.
دیگر در این دلها، دلِ دریا شدن کو؟
دیگر در این سرها، سرِبیسر شدن نیست.
این تیغ باد و این جنون، این گوی و میدان
امّا گُلی را غیرت پرپر شدن نیست.
ساقی، همان ساقی است، میخانه همان است
تنها دل ما لایق ساغر شدن نیست.
بعد از شما، شکی به جان ما نشسته
شکی که در آن، جرئت باور شدن نیست.
بارانتان را از هوای ما نگیرید
هر چند در ما حسّ و حالِ تر شدن نیست.
آن روزهای شور و شر، سهم شما بود
امروز دیگر مال شور و شر شدن نیست!

